قبة بالضم و تشديد باى موحده،معرب كبه و آن بالضم و تشديد با،كدو يا شيشۀ حجام است كه بر محل حجامت نهند،تا خون بيكجا فراهم آيد،آنگاه بر ان استره زنند،چنانكه در جهانگيرى گفته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص18) 
به ضم اول و فتح ثانى مشدد برآمدگى هر چيز را گويند و عربان شاخ حجام را مىگويند كه بدان حجامت كنند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص679) 
[اسم][عربی]بناى گرد برآورده و گنبد.[جمع]قبب( qobab )و قباب.و كنگره.و مسجد جامع.و چادر و خيمه.و چتر و سايبان. و شهر بلخ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2617) 
[اسم][فارسی]-مأخوذ از تازى-طاق و گنبد.و هر سقف برجستۀ مدور.و شاخ حجامت.و عمود صبح. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2622) 
كله را گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص195) 
قبه (از عربى ، اسم) قبة. برآمدگى هر چيزى. ¦¦بناى گرد برآورده چون گنبد. هرچه مثل گنبد سازند، چون قبۀ سپر. ¦¦هزارخانۀ گوسفندان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2165) 